هفته ها از برگزاری جشنواره مطبوعات می گذرد، اما ظاهرا حواشی آن همچنان ادامه دارد و اگرچه این حواشی برای اصحاب رسانه ،کمی غیر متعارف و عجیب به نظر می رسد اما باید اعتراف کنم از همان زمانی که همکار عزیزم آقای «حسن زاده» برای قبول مسوولیت« دبیری جشنواره »اعلام آمادگی کرد و پاره ای ملاحظات بعدی -علیرغم اعتراض اینجانب- به انتصاب ایشان به عنوان دبیر جشنواره منجر شد ؛خوب می دانستم که حسن زاده علیرغم توانایی در برخی عرصه ها ،قادر به پیشبرد درست این مسوولیت جدید نیست و این امر وقتی برایم مسجل شد که به وی یادآوری کردم برگزاری چنین جشنواره ای بدون در نظر داشتن شرایط پیچیده کار اجرایی و استفاده از تجربیات و همکاری دیگران ممکن نیست اما صد افسوس که ایشان و برخی دیگر از دوستان در آن برهه - و در واکنش به مطلبی که در وبلاگم منتشر کردم -واقعیت ها را نادیده گرفتند و برخی دیگر نیز با هیجانی تمام این نگرانی ها را ناشی از نگرانی من و همفکرانم از لابی گری و مسایلی از این قبیل دانستند و در میان این هیاهو نیز برخی دیگر گاه به تندخویی و گاه با نامه های فدایت شوم و استمالت و گل افشانی در پی جبران اشتباهات جبران نشدنی خود برآمدند اما فارغ از این هیاهو ها و بر اساس تجربیات قبلی می دانستم که نتیجه مطلوب از یک کار جمعی تنها در سایه احساس مسوولیت ،همفکری و متناسب کردن توانایی با خواسته ها و یا بالعکس و در نهایت اجتناب از فضل فروشی حاصل می شود و این موارد دقیقا همان مواردی بود که حسن زاده عزیز بدان توجهی نمی کرد و برخی از اعضای خانه مطبوعات نیز که از فضای رسانه ای و مطبوعاتی به عرصه بازی های سیاسی افتاده بودند نیز در این راه ناخواسته همراهی اش کردند تا جایی که در نهایت مجبور به طرح دغدغه های خود به شخص آقای حسن زاده شدم اما در نهایت شگفتی ایشان نه تنها خود را در تصدی مسوولیت دبیری جشنواره مصمم می دید که حتی ادعا می کرد که در خود توانایی اجرای جشنواره های در سطوح بالاتر را دارد و به نوعی جشنواره مطبوعات محلی قزوین را چیزی کمتر از حد و اندازه خود می دید .
جشنواره به هر صورتی که بود برگزار شد و من به عنوان مسوول امور مالی خانه مطبوعات و برای آنکه شائبه ای بوجود نیاید حد الامکان از دخالت در امور مربوط به آقای حسن زاده اجتناب کردم و ترجیح دادم با جهت کلی جمع – با وجود اختلاف نظرهای موجود- همراه باشم در همان زمان از گوشه و کنار می شنیدم که انتقادهای جدی به نحوه انتخاب داوران و نیز روش داوری آنان وجود دارد این موضوع را به کرات با آقای حسن زاده مطرح کردم و گفتم که فانتزی و آکادمیک دیدن این مقوله -فارغ از واقعیت های کار اجرایی - اشتباه است.
از همان ابتدا برخی از دوستان صاحب قلم بادرک نقایص فاحش این نحوه مدیریت؛با خویشتنداری خاص خود،عطای جشنواره را به لقایش بخشیدند، برخی دیگر که در این راه تجربه ای داشتند و پیشتر کارنامه درخشان آنها را دیده بودیم در خلال جشنواره مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتند و پس ازجشنواره نیز مشکلات یکی پس از دیگری خود رانشان دادند به نحویکه برخی از برندگان موفق به دریافت جوایز خود نشدند، اعتراض ها به بی برنامه گی ها به مطبوعات کشیده شده است و برخی از داوران که از عمل نکردن مسوول جشنواره به برخی وعده ها دل آزرده شده بودند و علیرغم تلاش موفق به تماس تلفنی نیز با ایشان نشده بودند، طی تماس با آقای کاظم پور به درشت گویی و در مواردی توهین روی آورده بودند و خلاصه وضعیتی بوجود آمد که حقیقتا دور از شان یک جشنواره بود.
هرچند بالشخصه وسواس و حساسیت فراوانی به اجرای درست کارها دارم و باید اعتراف کنم بی نظمی به شدت اثر نامطلوبی بر روح و روانم می گذارد اما در هفته های پس از جشنواره من به عنوان عضویی از خانه مطبوعات ترجیح داده ام، خویشتنداری و سکوت کنم و کمتر سخن از حاشیه های و عملکرد اشتباه برخی از افراد بر زبان بیاورم اما تماس های مکرر مطبوعاتی ها کار را به جایی رساند که در ادامه این روند دچار تردید شدم تا اینکه آقای «عیسی صفری» با من تماس گرفت و با حالتی به شدت خشمگین و هیجان زده به من اعتراض کرد که چرا این کاستی ها را در جلسات خانه مطبوعات بیان و به شخص آقای کاظم پور انتقاد نمی کنم. در همان تماس به عیسی صفری گفتم که من قبلا نیز این کار را کرده ام و واهمه ای از تکرار آن ندارم اما ناراحتی من از فضای منافق گونه ای است که بر برخی مطبوعاتی های قزوین حاکم شده است به نحویکه افراد در خفا ابایی از درشت گویی و انتقاد به پسینه و پیشینه دیگران ندارند اما وقتی سخن از بیان حقایق می شود یکی چهره پیامبرگونه می گیرد و دیگری عالم اخلاق و روشنفکر اتو کشیده زمانه می گردد و معمول این لحظات نامه های فدایت شوم و ابراز ارادت هایی است که البته در عداد همان رفتارهای مزورانه است؛ در نتیجه از آقای صفری خواستم که اگر واقعا در سخنان خود و ضرورت ایراد صریح انتقادها صادق است، عین همان کلملت و واژه هایی را که در وصف اعمال آقای کاظم پور بکار برد را در حضور شخص ایشان بکا ر برد !
القصه !با وجود بیان این مشت نمونه خروار ،بد نیست به این نکته اشاره کنم که با وجود دلخوری های فراوانی که به وضعیت بسیار بد مدیریت جشنواره و اجرای آن داشته ام اما در خلال روزهای گذشته تلاش کرده ام تا دست کم جوایز برندگان و تعهدات مالی جشنواره حل شود که الحمدالله این اتفاق افتاده است و اکنون برندگان – هرچند دیر- به جوایز خویش رسیده اند و خلاصه مزد و اجرت ها و تعهدات مالی همه و همه با تحمل مشقت فراوان بر طرف شده است اما از آنجایی که علاقه ای به یادآوری خاطرات تلخ ندارم به ذکر این نکته بسنده می کنم که این سخنان را تنها برای رفع ابهام و به تقاضای مکرر کسانی می زنم که امروز به آن نگرانی هایی که بارها در مورد آن هشدار می دادم رسیده اند و دلیل دیگر برای بیان این سخنان آن است که جامعه مطبوعاتی قزوین بداند ،برای توسعه و بالندگی خود و ارتقای سطح جشنواره ای در حد واندازه جشنواره مطبوعات در وهله اول نیازمند صداقت و یک رویی ودر مرحله بعد تواضع و یک نگاه صنفی و واقعیت محور و اجتناب از تنگ نظری هایی است که منجر به انتصاب ها و انتخاب هایی احساسی و یا سیاسی و... می گردد و درنهایت جز لفاظی و وعده های ناممکن و البته شرمساری دستاوردی ندارد.

