یکی از مزایای وبلاگ نویسی این است که انسان می تواند حمیت فرهنگی و صنفی خودش را به گونه ای نشان دهد که دست کم این احساس بوجود بیاید که دین خود را در حد توان به فرهنگ و زادبوم خود نشان داده و چند روز پیش وقتی متوجه شدم که مطلب این وبلاگ در دفاع از عارف قزونیی علاوه بر سایت های مختلف در روزنامه کارگزاران هم بازتاب داشته است بیش از وبلاگم به خاطر اینکه سرانجام صدای ضعیف ما قزوینی ها در دفاع از مفاخر مان به جایی رسیده خوشحال شدم:
نگار مفید(نویسنده کارگزاران):
...انتقادها به سریال شهریار وقتی دوباره شروع شد كه پای ایرجمیرزا و عارفقزوینی به سریال باز شد. وبلاگها به صفحات ایرجمیرزا و عارفقزوینی در ویكیپدیا لینك میدادند و از این نوع برخورد سریال با شاعران جا خورده بودند. سوال اصلی این بود، چرا برای بالا بردن یك شاعر از دیگر افراد سرشناس مایه میگذارید و برخوردهای نامناسب انجام میدهید؟
وبلاگ آفتاب شرقی در همان زمان شعری از عارفقزوینی را به همراه عكسهای قدیمی او در سایتش گذاشت و به این ترتیب تعجب خود را از سریال ابراز كرد: «این سر كه نشان سرپرستیست/ امروز رها ز قید هستیست/ با دیده عبرتش ببینید/ كاین عاقبت وطنپرستیست» اما یكی از مهمترین انتقادها در این زمان، از طرف وبلاگ تا خورشید بود. وبلاگی كه از طرف سایتهای دیگر هم لینك داشت و میگفت: «آقای تبریزی! اگر میخواهی درباره شهریار سریال بسازی، خب بساز. اگر میخواهی خیلی بزرگتر از اونی كه بوده نشونش بدی، خب بده. اما برای این كار از بزرگانی مثل ایرجمیرزا و عارف خرج نكن لطفا! خدا رو شكر اینها رو از تو كتابها و آثارشون میشناسیم نه از معرفی شما. چطور تونستی ایرجمیرزا رو اینطور ذلیل و كوچیك و عارفقزوینی رو اینطور خودخواه و خودكامه به تصویر بكشی؟
چند تصویر تاریخی از مهمانخانه و يك مسجد قديمي در قزوین:

تصويري قديمي از مسجدي در كنار مهمانخانه مشهور قزوين كه در سال ۴۰۲هجري ساخته شده است و براي خواندن بهتر توضيحات عكس در ابعاد بزرگ مي توانيد به اينجا برويد.



