حالا که یک کارگردان (کمال تبریزی)به خودش اجازه می دهد در سریالی مجعول و غیر مستند شخصیتی چون عارف قزوینی را در حد یک عوام متجاوز به حقوق مردم (به عقد درآوردن زوری معشوقه دیگران!!)تقلیل دهد بد نیست به حد بضاعت دین خود را به این مرد آزادیخواه و شریف که خود قربانی تعدی زورمداران بود ادا کنم ضمن انکه بد نیست علاوه بر جوالدوزی که به این کارگردان می زنیم سوزنی هم به خودمان-به عنوان قزوینی- بزنیم که از صدقه سر حس وطن پرستی مان همین سال پیش بود که خانه عارف را تبدیل به ویرانه ای کردیم تا یک ساختمان بی قواره دیگر را به جای یاد و خاطره او بنشانیم:
عارف در حدود سال ۱۳۰۰ ه. ق در قزوین متولد شد. پدرش "ملاهادی وکیل" بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فرا گرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب مینوشت. موسیقی را نزد حاج صادق خرازی فرا گرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسین واعظ، یکی از وعاظ قزوین، به نوحه خوانی پرداخت و عمامه میبست ولی پس از مرگ پدر عمامه را برداشت و ترک روضه خوانی کرد.
عارف در ۱۷ سالگی به دختری به نام "خانم بالا" عشق و علاقه پیدا کرد و با او در پنهان ازدواج کرد. (تصنيف ديدم صنمي ... را در وصف ايشان سرود) فشارهای خانواده دختر پس از اینکه مطلع گردیدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد
عارف در سال ۱۳۱۶ ه.ق به تهران آمد و چون صداي خوشي داشت با شاهزادگان قاجار آشنا شد و مظفرالدین شاه خواست او را در ردیف فراش خلوتها درآورد اما عارف به به قزوین بازگشت.
در سال ۱۳۲۳ ه. ش در زمان آغاز ۲۳ سالگی عارف زمزمه مشروطیت بلند گشته بود، عارف نیز با غزلهای خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد. ایرج میرزا شاعر طنز سرای معروف، منظومه عارفنامه را در هجو وی سروده است.
در سال ۱۳۳۵ یکی از دوستان عارف به نام «عبدالرحیم خان» خودکشی کرد و عارف بر اثر این به جنون مبتلا شد و نظام السلطنه مافی او را برای مداوا به بغداد برد. پس از چندی با شروع جنگ جهانی اول همراه نظام السلطنه به استانبول رفت.
وی از این سفر پشیمان شد و در سال ۱۳۳۷ ه.ق به تهران بازگشت و کنسرت با شکوهی ترتیب داد.
در هنگام مرگ کلنل محمد تقی خان پسیان در سال ۱۳۴۰ ه.ق در تشییع جنازه ی او شرکت نمود و به مسببین این حادثه ناسزا گفت . هنگامی که خواستند سر کلنل را روی توپ بگذارند، عارف فریاد بر آورد:
این سر که نشان سر پرستی ست
امروز رها ز قید هستی ست
با دیده ی عبرتش ببینید
کاین عاقبت وطن پرستی ست
او تا اواخر عمر تصنیفها و شعرهای ملی سرود. تصنیفهای او از دوران مشروطیت و جنگ جهانی اول تا امروز نیز برسرزبانها است.
در اواخر عمر به افسردگی دچار شدو در روز یک شنبه یکم بهمن ۱۳۱۲ خورشیدی در هنگام تبعید در همدان درگذشت.
این تصنیف تاریخی، هفتمین تصنیف از مجموعه تصنیف های عارف است.
او در مقدمه آن نوشته است :
این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است. بواسطه عشقی كه حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تضنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده شده است :
بند یك
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابر كرم ، خطه ی ری رشك ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه كجرفتاری ای چرخ
چه بد كرداری ای چرخ
سر كین داری ای چرخ
نه دین داری ،
نه آیین داری ای چرخ
بند دو
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه كجرفتاری ای چرخ ،
بند سه
خوابند وكیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یك خانه ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران
چه كجرفتاری ای چرخ ،
...............................
بند چهار
از اشك همه روی زمین زیر و زبر كن
مشتی گرت از خاك وطن هست بسر كن
غیرت كن و اندیشه ایام بتر كن
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر كن
چه كجرفتاری ای چرخ ،
...............................
بند پنج
از دست عدو ناله ی من از سر درد است
اندیشه هر آنكس كند از مرگ، نه مرد است
جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، كنون وقت نبرد است
چه كجرفتاری ای چرخ،
..............................
بند شش
عارف ز ازل ، تكیه بر ایام نداده است
جز جام، به كس دست، چو خیام نداده است
دل جز بسر زلف دلارام نداده است
صد زندگی ننگ بیك نام نداده است
چه كج رفتاری ای چرخ
تصاویر ذیل برگرفته از کتاب سرگذشت موسیقی دانان قزوین
تالیف پژوهشگر برجسته قزوینی مهدی نورمحمدی است

عارف(چپ)درکنار دینشاه ایرانی-دوران تبعید در همدان۱۳۱۱

عارف درتبریز۱۳۰۴خورشیدی
گراند هتل محل اجرای کنسرت های وطن پرستانه عارف قزوینی
(عوام به روایت کمال تبریزی!، استاد بینظیر تصنیف به روایت استاد شجریان و مرد میهن پرست به لسان تاریخ بدون تحریف )

در دره مرادبیگ همدان-سال۱۳۰۶خورشیدی

تصنیف عارف به خط خودش که برای اولین بار در فضای مجازی نمایش داده می شود

تبلیغ کنسرت عارف در روزنامه شفق سرخ۲۱ اسفند۱۳۰۲شمسی

عارف در اولین کنسرت تاریخ ایران که توسط وی اجرا شد
این کنسرت را عارف به مناسبت فتح تهران توسط مشروطه خواهان در۱۲۸۸ خورشیدی در حیاط خانه ظهیرالدوله در دستگاه شور اجرا کرد
در اینجا بد نیست قبل از انکه مفاخر دیگری هم احتمالا در سریال های آتی به لجن کشیده شوند اشاره ای هم به انها کنیم و خاطره شان را زنده

نشسته از راست به چپ:درویش خان-ابراهیم ملک آرایی-نصرا...شاه نظر-مصطفی شاه نظر-بها خان فقیهی و رمضان خان ذوالفقاری(استاد مرتضی نی داوود و شاگرد درویش خان)

