فرارسیدن ماه محرم باعث شد پستی را در این وبلاگ به تعزیه در دوران قاجار اختصاص دهم ضمن تسلیت این ایام به تمام مظلومان جهان به خصوص شیعیان آن حضرت وبا امید قبولی عزاداری ها و درک بیشتر شیعیان از مفهوم شهادت و ایثار این مطلب تاریخی را تقدیم شما عزیزان می کنم.
*(پیش از هرچیز پست جدید وبلاگ حرف های چهار ضلعی را در مورد یک شب نشینی دوستانه می توانید در اینجا بخوانید و ببینید!)
تعزیه در دوران قاجار

ناصرالدین شاه در ایام محرم سبیل ها را آویزان و کلاه را کج می گذاشت و هرروز در تکیه دولت مراسم تعزیه برقرار بود
پشتيباني و علاقه شاهان و دولتمردان سلسله قاجار به خصوص فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه نقش اساسي در اعتلاء و تكامل تعزيهخواني داشت. فتحعلي شاه براي اولين بار سرپرستي و نظارت بر امور مربوط به مراسم عزاداري و تعزيهخواني دربار و دولت را در ماه محرم به بزرگان و رجال دربار خود سپرد. در اين تاريخ بسياري از رجال درباري و اعيان و اشراف مملكت هر يك به نوبه خود در دهه محرم در تكيهها يا حياطهاي بزرگ خانههايشان كه معمولاً آنها را به صورت تكيه ميبستند مجالس سوگ و تعزيهخواني برپا ميكردند.

تصویری از آحاد مختلف مردم در تکیه دولت
در اين برهه از تاريخ تكيههاي متعددي در تهران و ديگر شهرهاي ايران احداث گرديد كه مورخين عصر قاجار و سياحان غربي كه در اين تاريخ، از ايران بازديد نمودهاند به توصيف اين تكيهها و مجالس تعزيه كه در اين مكانها برگزار ميگرديده است پرداختهاند. از اين تكيهها ميتوان به تكيه دولت، كه به عنوان محل خاص انجام تعزيهها زير نظر ارگ سلطنتي اداره ميشد، اشاره كرد. اين مكان در زمان خود مورد توجه بسياري از مردم و حتي خارجيان مقيم ايران بوده است.
عبدالله مستوفي كه در كودكي در عصر ناصرالدينشاه شاهد اجراي مجالس در تكيه دولت و ديگر تكاياي تهران بود، در زمينه گرايش و علاقه ناصرالدينشاه و مردم به تعزيه مينويسد: رفتار پادشاه براي رجال سرمشق است. شاهزادهها و رجال هم به شاه تأسي ميكردند و آنها هم تعزيهخواني راه ميانداختند. كمكم تكيههاي سر محل كه سابقاً تعزيههاي عاميانه قديمي خود را ميخواندند، از حيث نسخه و تجمل به بزرگان تأسي جسته و هر يك به فراخور توانايي اهل محل كم و بيش تجمل و شكوه را در اين عزاداري وارد كردند.

نمای داخلی تکیه دولت
در اواخر سلطنت ناصرالدينشاه، تعزيهخواني تجمل بيش از عزاداري شده و هر جا تعزيهاي برپا ميشد، جمعيت زيادي در آن حاضر ميشدند، به طوري كه صاحب مجلس مجبور بود همين كه مجلس پر ميشد در خانه را ببندد كه از ازدحام، مجلس بر هم نخورد.همين كه اعيانيت در تعزيه وارد شد نسخههاي تعزيه هم اصلاح شده و پارهاي چيزها كه هيچ مربوط به عزاداري نبود مانند تعزيه درهالصدف و تعزيه امير تيمور و تعزيه حضرت يوسف و عروسي دختر قريش نيز در آن وارد گرديد.»
سرهنگ گاسپار دروويل فرانسوی که در سال ١٢٠٠ در مراسم دسته و تعزيه حضور داشته می نويسد: "درايام محرم در ايران جز شيون و زاری و فرياد و تکرار نام حسين چيزی به گوش نمی رسد. دسته های عزادار، به صورت گروه های ٥٠ نفری، در لباس های پاره، يا "حسين" گويان ازکوچه ها می گذرند و گاه دست و سينه خويش را به طورِ خطرناکی با خنجر ضربت می زنند."
او در جايی ديگر گزارش می کند: " اما بهترين مرحله نمايش روز دهم محرم است. در آن روز يکی از درباريان که ايفای نقش حسين بن علی به وی محول شده است با سوارانی به کوفه می آيد. ناگهان عبيد بن زياد در رأس چندين هزارسرباز سر می رسد. امام از تسليم و بيعت سر باز می زند و با وجود همراهان معدود با شجاعت و شهامت بی نظيری به جنگ ادامه می دهد. من از ديدن اين صحنه جاندار، که چيزی از واقعيت کم نداشت به حيرت افتادم. حيرتم وقتی فزونترشد که ديدم پس از پايان نمايش از ٤٠٠٠ تن سوار که بدون رعايت نظم و احتياط به جان هم افتاده بودند، حتی يک تن نيز زخمی نشده است."
يک خارجی ديگر به نام ، اوژن فلاندن، در سال ١٢١٩ می نويسد: "... منظره ای که بيشتر مرا جلب کرد جنگی بود که بين پيروان خاندان حسين ولشکر يزيد اتفاق افتاد. اين منظره چنان اثر می کرد که انسان به شک می افتاد نکند حقيقی باشد..."

تماشاخانه آلبرت هال که تکیه دولت را از روی آن ساختند
ناصرالدين شاه که درسفر فرنگ تماشاخانه های اروپا را ديده و خوشش آمده بود، در سال ١٢٤٨ دستور داد با الهام از معماری ' آلبرت هال' در لندن، تئاتری با گنجايش 20 هزار نفر ساخته شود. اين کار به مباشرت دوستعلی خان معيرالممالک و با مشاورت مهندسين انگليسی صورت گرفت. اما هنوز ساختمان به اتمام نرسيده بود که با موج عظيم مخالفت مجتهدان روبرو گشت، چندان که مجبورشد آن بنا را 'تکيه دولت' بنامد و به اجرای برنامه های تعزيه اختصاص بدهد.
تکيه دولت با صرف مبلغی معادل 150 هزار تومان در زاويه جنوب غربی کاخ گلستان ساخته شد. بعد از تکيه دولت شاهزادگان و بازاری ها نيز تکيه های خود را بنا کردند. از آن ميان می توان به تکيه منيرالسلطنه، مادرکامران ميرزا نايب السطنه، تکيه قورخانه، تکيه اسمعيل بزاز و تکيه ی سيد نصرالدين اشاره کرد.

نمای بیرونی تکیه دولت در محوطه کناری کاخ گلستان
ترکيب ساختمان تکيه دولت بدينگونه بوده است: سکوئی در وسط؛ دو رديف پلکان دو يا سه تائی در طرفين سکو؛ گذرگاهی محيط بر سکو به عنوان جای اسب تازی و جنگ و جدال؛ غرفه ای هم سطح زمين به عنوان رخت کن بازيگران؛ محوطه ای محيط بر گذرگاه برای تماشاگران زن و کودک؛ و نهايتا غرفه ها و طاقنما هايی گرداگرد تکيه، دريک تا سه طبقه برای تماشاگران مرد.
تکيه دولت چند مدخل داشت که از برخی از آنها برای آمد و شد تماشاگران استفاده می شد. دو مدخل به انبار يا فضای پشت تکيه راه داشت که جای نگهداری شترها و افراد قافله و اسب ها بود. سواران ازيک مدخل وارد محوطه زيرسکومی شدند، دوری می زدند و از مدخل ديگر خارج می شدند.

سازه های فوقانی تکیه دولت
سقف تکيه دولت چوب بست هايی بود که بر آنها چادر می کشيدند و به آسانی می شد آن را، بسته به تغيير هوا برداشت و گذاشت.
تعزيه خوانی در تکيه دولت با شکوه و جلال همراه بود. لباس های گرانقيمت، شال های ترمه، خنجر و سپر و شمشير مرصع و کلاه خود مرواريد نشان، اين همه از موزه سلطنتی به عاريت گرفته می شد.چنانکه کالسکه ای را که ناپلئون برای فتحعليشاه به ارمغان فرستاده بود و هشت اسب آن را می کشيد، به تکيه می آوردند و يزيد و شمر از آن استفاده می کردند. تعزيه خوانان از دربار مواجب می گرفتند و شخصی با عنوان معين البکاء ( ياور گريه!) تعزيه گردانی، رهبری و آموزش آنها را به عهده داشت.
نويسندگان نسخه های تعزيه عموما ناشناس مانده اند. همين قدر می دانيم که محمد تقی خان اميرکبير مشوق برخی از شعرا از جمله يغمای جندقی در سرودن مرثيه برای تعزيه بوده است.ساموئل بنيامين، سفير ايالات متحده آمريکا که در فاصله سال های ١٢٦٢– ١٢٦٥ در ايران بوده، به دعوت ظهيرالدوله، داماد شاه، سه بار برای تماشای تعزيه با حضور ناصرالدين شاه به تکيه دولت رفته بود.
او در کتابش به نام ' ايران وايرانيان' درباره تکيه دولت، تعزيه، گروه موسيقی، طاقنماها و تماشاگران شرحی مبسوط و جالب آورده است. از جمله می نويسد: " تمام دايره تکيه، به استثنای راه تنگی که برای بالا رفتن بر روی سکوی ميانی باقی گذارده بودند، سرتاسر پر بود از هزار هزار زن، تخميناً چنين حدس زدم که بايد ٤٠٠٠ نفر، همه روی زمين چهار زانو نشسته بودند..."
سفير آمريکايی در ادامه می نويسد: "زن ها روبند را به واسطه قلاب در عقب سر می بندند و نسوان متمول قلاب های طلای مکلل به الماس دارند. خيلی تماشا داشت که چهار هزار سر سفيد و چادر ديده می شد، بدون اين که صورت يک زن ديده شود ... کجا ممکن است که چهار هزار زن راغب باشند به اينکه وجاهت خود را ازچشم انسان مستور دارند، در صورتی که احتمال می رود اغلب اين زن ها خوشگل باشند."
در نگاه اين ناظر خارجی بديهی می آمده که گاه گاهی هر دو نفر از زنان بنای نزاع بگذارند و نزاع کم کم به نبرد و زد و خورد کشيده شود و روبند را از سر هم می کشند و صورت همديگر را درمقابل اين همه جمعيت بازمی کنند."
بنيامين در جای ديگر درباره موسيقی تعزيه گزارش می دهد: "موزيک عبارت است از يک دسته که در پشت تکيه ايستاده بودند. از خوشبختی جای آنها دور بود، زيرا که اسباب آنها عبارت بود از چند نقاره و کرناهای دراز و صدای آنها خشن و حزن انگيزبود که مرده را بيدار می کرد. نويسنده کتاب انجيل وقتی می نوشت که در روز آخرت صدای کرنايی مسموع خواهد شد و جميع مرده ها را زنده خواهد کرد، مسلماً چنين کرنايی را در نظرداشته است."
او درباره آواز تعزيه خوانان می نويسد: " آوازی که علی اکبر، پسر امام حسين در وقت مفارقت می خواند نهايت حزن انگيزبود، مثل اين که آواز مرگ خود را می خواند. مثل اين بود که در دريای آدرياتيک، در شب تاريک، طوفان سخت شديدی کشتی متلاطمی را دچار امواج خود کرده است، تا چند دقيقه صدای گريه و ناله و گاه گاهی صدای فرياد از هر طرف اين بنا مسموع می شد. در خود طاقنای من همه گريستد جز من. و بايد اقرار کنم که حالت من هم از اين اوضاع رقت انگيز منقلب گرديده بود."

تکیه دولت در نقاشی کمال الملک
در دو بخش ديگر در باره ناصرالدين شاه و تعزيه می نويسد: "... وقتی عباس به اردو رسيد دوستان، به حالت گريه او را از زين اسب برداشتنتد. عباس خون آلود و بی دست بر روی ريگ افتاد و بدرود زندگی گفت. در اين اثنا شمر شمشير مشعشع خود را کشيد که سر عباس را ببرد. در تمام تکيه از يک طرف تا طرف ديگرصدای گريه و ناله فوق العاده دفعتا بلند شد. دراين وقت اعليحضرت شاه از جای خود برخاستند و تماشا دفعتا به اتمام رسيد. فورا شخص مجروح بلند شد، ايستاد و شمشير دوباره درغلاف گذاشته شد."

شربت نذری و چای صلواتی آن هنگام نیز رایج بود
بعد از خلع محمدعليشاه از سلطنت تعزيه خوانی در تکيه دولت برای مدتی موقوف شد و ساختمان رو به خرابی گذاشت. پس از کودتای رضاخان در سال ١٣٠٣ اعضای مجلس مؤسسان وی را در ٢١ آذر ١٣٠٤ در تکيه دولت به شاهی برگزيدند. شگفتا که هم او در سال ١٣٢٧ دستور به خرابی تکيه دولت داد.
در نهايت اينكه : تعزيه داستان دلمويهها و سوگ چامههاي شيعه است و حكايت ديرپاي مظلوميت انسان در عنادها، نيرنگها و شقاوت ديوسيرتان تاريخ با آموزههاي بلند و ماندگاري كه اين آموزهها قاموس شيعه را زينتي ويژه بخشيده است
منابع عکس ها از آرشیو شخص و تصاویر ارسالی دوستان
منابع مطلب تاریخی:
-ویکی پدیا تاريخ تئاتر جهان- اسكارگ. براكت، ترجمه هوشنگ آزاديور، ج 1، ص 48.
همان، ص 62.
شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه، ج 1، ص 228.
- سایت مجله موسيقي- شماره 18. بهمن ماه 1336، نقل از يادداشتهاي صبا، ص 10.
پيتر چلكوفسكي، بنبست جهاني تئاتر، مجله جوانان، سال 1356، درباره تعزيه و تئاتر در ايران به كوشش لاله تقيان، ص 113
- سايت تبيان

