تبليغاتX
آفتاب شرقی
وقتي دروغ دامنگير مي شود

مطلبی که در اینجا و در پاسخ به  آقای کبودوند می آورم به احتمال فراوان آخرین مطلبی است که در رابطه با تجمع غیر قانونی و در جواب ایشان می نویسم زیرا مطلب اخیر آقای کبودوند حجت را بر من تمام کرد زیرا ایشان با این نوشته نشان داد که برای وارونه جلوه دادن و به هم بافتن موضوعات غیر مرتبط «انگیزه قوی» دارند.

من اهل سخن گفتن پنهان و قول و قرارهای محفلی و نظایر آن نیستم .این را هم می دانم که  آقای کبودوند به خوبی می دانند که در روزهای پایانی نه چندان درخشان ایشان در شورای شهر که رو به پایان است چاره ای ندارند به جز اینکه در اقدامی فرافکنانه نقبی بزنند به سالهای دور و آبروی این و آن .بنابراین در نوشتن مطلب اخیر وی را کاملا درک می کنم و اگر چه وکیل کسی نیستم اما چون مستقیما مرا مورد خطاب قرار داده اند این پاسخ را می نویسم و به ایشان توصیه می کنم که بیش از این بر اشتباه خود اصرار ننمایند. که هزاراستدلال غلط برای یک اشتباه تبدیل یه هزار و یک اشتباه می شود.

عضو شوای شهر این روزها به راحتی هرچه تمامتر حقایق را وارونه بیان می کنند و این برای یک مدعی ارزشمداری یعنی پایان کار زیرا به صراحت مدعی هستند که فرماندار تجمع آنهارا غیرقانونی ندانسته است و در وبلاگشان می گویند:در کجای صحبتهای فرماندار محترم به غیرقانونی بودن این تجمع اشاره شده است که شما و برخی دیگر از حامیان آقای علیخانی به آن استناد می کنید؟

این هم پاسخ ایشان.(فارس).

آقای کبودوند مدعی است که تجمع پشت نرده بوده و با این کلاه شرعی کارخود را توجیه می کنند در حالی که عکسی که خود وی بدون اشاره به منبع(تابان)در صفحه پایانی مطلب خود زده اند  نشان می دهد که تجمع در چه حالتی برگزار شده است.

آقای کبودوند پلاک خودروی دولتی را که وسایل لازم را به تجمع آورده بوده است را به نقل از تابان در مطلب خود می آورند و چنین نشان می دهند که انگار تابان گفته است که شماره خودروی مذکور شماره همان خودرویی است که تجمع کنندگان غیرقانونی دورش حلقه زده اند!و از  یاد برده اند که حداقل عکسی را نزنند که سطور بالایی ادعای ایشان مبنی بر تجمع پشت نرده را زیر سوال نبرد!

آقای کبودوند اگر شما در چند سال اخیر سیاسی شده اید حداقل از انهایی که در سیاست بوده اند بپرسید تا به شما بگویند که شورای نگهبان نهادی قانونی و ذیصلاح است و اگر حجت الاسلام علیخانی موردتایید این نهاد قرار می گیرد ،با راي مردم به مجلس مي رود و سپس اعتبارنامه اش توسط نمایندگان ملت تایید می شود ،دیگر؛مجالی برای صلاحیت سنجی اعضای یک تجمع غیر قانونی وجود نداردو این عده نمی توانند مدعی شوند  که در این زمینه مردم و شوراي نگهبان و همچنين نمايندگان مجلس صلاحيت نداشته اند و انها چيزي بيشتر از اين سه دسته مي فهمند و باز كاش بد نبود آقاي كبودوند با مجموع اقدامات پشت پرده و نمايان خود حداقل اين را متوجه شوند كه چه كساني و با چه انگيزه هايي اكنون از اقدامات وي خرسندند و اين تناقض را در ادعای ارزشمداری خود حل كنند كه چرا برخي افرادي كه حتي اصول مشترك نيروهاي انقلابي - اصلاح طلبان و اصولگرايان- را قبول ندارند، اين روزها در وبلاگشان با وي هم صدا شده اند . در مورد شخص آقای علیخانی بد نیست آقای کبودوند بدانند که اگر مجموعه اقدامات ایشان مورد تایید مقام معظم رهبری نبود از ایشان به عنوان « فردی که غیرت دینی دارد» یاد نمی شد و مرحوم سید احمد خمینی نیز ایشان را «ذخیره روز مبادای انقلاب نمی خواند» و شورا ي محترم نگهبان نيز بر صلاحيت ايشان مهر تاييد نمي زد (مگر اينكه آقاي كبودوند دوباره دستي به اجتهاد خودخوانده خودببرند وفتوايي بدهند كه در آنصورت قضيه فرق مي كند و شوراي نگهبان بر طبق فتواي ايشان صلاحيتي هم پايه اين عضو شوراي شهر ندارد!!).

اگرچه اقای کبودوند نشان داده است که اصولا اهمیتی به این حرف ها نمی دهد و ولایت مداری و سخن از ارزش ها را فقط تا زمانی که توجيه اقداماتش باشد قبول دارد اما همین چند نکته را صرفا از آن رو بیان کردم که نشان بدهم ایشان تا چه حد در انتخاب مطالبات خود سرگردان است و در حالیکه یک بار خواستار آزادی افرادی می شوند که در تجمع مزبور، درست در کنار وی ایستاده اند بار دیگر مدعی العموم شخصی می شود که به ادعای وی مورد ظلم قرار گرفته در حالیکه به فرض صحت موضوع ،باز به اعتراف خود ،از آن شخص توسط نهادهای قانونی اعاده حیثیت شده اما آقای کبودوند از یاد می برد که بگوید حالا كه اين شخص اعاده حيثيت شده چرا ايشان امور محوله در شوراي شهر را كنار گذاشته اند و در عوض مدعي العموم مردم و تعزيه گردان امور غير قانوني شده اند؟ واصلا به فرض قبول وکالت تمامی مظلومان جهان و دانشجویان آزاد و دربند جهان ! آیا بهتر نیست ایشان وقتشان را صرف خدمت به همان عده ای کنند که با رای آنان موظف به خدمت در شورای شهر شده اند و باز آیا بهتر نیست که برای سنجش معیار درستی و وظیفه شناسی دیگران، خود؛ دست به اقدامات غیر قانونی نزنند ؟

در هر حال تجمع غیر قانونی که آقای کبودوند وقت مورد نیاز برای شورای قانونی شهر را صرف برپایی غيرقانونی آن کردند با جمعيتی که به قول آقای کبودند بیشتر از صد نفر بودند! برگزار شد.(ایشان عدد صد را قبول ندارند و ما هم با استناد به عکسی که خود مورد تایید قرار داده اند رقم ۲۰۰را قبول می کنیم!)خود عضو شورای شهر و دیگر دوستانشان در دیگر نهادهای دولتی اگرچه اكنون بیشتر وقتشان صرف پاسخگویی به تناقض گویی هايي است كه توسط جوانان و نوجوانان خبرنگار رصد مي شود اما شاید روزی به این کار خود بیاندیشند و حداقل برای دیگران از تجربه ماجراجویانه خود سخن درخوری را بیان کنند.

ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي

كين ره كه تو مي روي به تركستان است

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت13:31توسط محمد درافشانی |
يك سوال ساده از آقاي كبودوند

نکته اول:آنهایی که جزو سیاسیون قدیمی قزوین هستند و به اصطلاح استخوان ترکانده اند و سیاسی شدن شان محصول برخی تغییرات سیاسی دو سه سال گذشته نیست و حجت الاسلام علیخانی را چه با حب و چه با بغض می شناسند، به خوبی می دانند که از زمان شاه تا بنی صدر و...چه ماجراهایی علیه ایشان ترتیب داده شده است و از قضا برنده نهایی همه این ماجرا ها چه کسی بوده است همچنانکه بازهم سیاسیون ریشه دار این شهر می دانند که دشمنان ایشان چه قبل از انقلاب و چه اوایل انقلاب معمولا چه کسانی بوده اند .حرفم را با این یادآوری شروع کردم تا بگویم که تجمع صد نفره مقابل دادسرا درکجای این تاریخ قرار می گیرد .

نکته دوم:من عادت ندارم مثل آقای کبودوند در پرده صحبت کنم و در وبلاگم با عبارت هایی چون «اینم یه جورشه و...»صحبت کنم و مطمینا اگر عضو شورای شهر بودم علاوه بر انکه سعی می کردم به آن کارهایی مشغول شوم که قانونی است و به در مسیر حل مشکلات مردم است سعی می کردم اگر اشتباهی کردم مردانه آن را قبول کنم تا چنین نشود که یک خبرنگار هم با دیدن تناقض میان رفتار و حرفم تعجب کند و آن را مستقیما در وبلاگش انعکاس دهد.

اینکه آقای کبودوند محاسن می گذارند و خود را عامل به دین نشان می دهند کار بسیار خوبی است اما این اصلا خوب وپسندیده نیست که عده ای را تحریک کنند،امكانات دولتي را براي امور جناحي بكار بگيرند،از چيزي حرف بزنند كه خود اعتقادي به آن ندارند و مسووليتي را بر عهده بگيرند اما خودشان تن به بي قانوني دهند.

من كاملا درك ميكنم كه نيروي جواني و حس و حال آن معمولا انسان را ماجراجو مي كند اما چه خوب است انسان در چنين دوره هايي از زندگي خودش حداقل مدعي چيزي نشود كه اين ادعا باعث ترديد ديگران شود.آقاي كبودوند در وبلاگ خودشان به نحوي خواسته اند كه غيرقانوني بودن تجمع را توجيه كنند .من در اينجا قصد واكاوي ندارم اما از آقاي كبودوند مي خواهم كه با خودشان خلوت كنندو به خودشان رجوع كنند و به حرمت خون همان شهدايي كه با نام انها در خيابان تجمع مي كنند و آبروي يك مسلمان را زير سوال مي برند به اين سوال جواب دهند كه واقعا ان تجمع در جايي مسقف يا محوطه محصور مسجد مقابل دادسرا برگزارشد؟

اگر جواب آقاي كبودوند مثبت باشد ديگر عيب و ايرادي بر ايشان نمي توان داشت چون كسي كه اينقدر راحت دروغ مي گويد حتي شايسته اين نيست كه مورد اين پرسش اخلاقي قرار بگيرد اما اگر جواب منفي است سوال من اين است كه آقاي كبودوند حالا كه در هياهو و امور غيرقانوني و تهمت و افترا اينقدر عجله و حرص و ولع داريد حداقل آن اصوات آسماني كه روي وبلاگ خود گذاشته ايد را از وبلاگتان حذف كنيد تا ديگران خامی و دوگانه گی حرف وعمل شما را به نام دين نزنند.

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت22:24توسط محمد درافشانی |
دفاع از اسلام،ادعا يا واقعيت؟
سخنان اخیر مجتهد شبستری در باره عصمت، این روزها باعث حرف و حدیث هایی شده است و این موقعیت هم فراهم شده تا آن عده ای که عقده ها و ناراحتی هایی از گذشته داشته اند باز هم به بهانه دفاع از اسلام ،به زیر سوال بردن این و آن بپردازند و بپرسند كه چرا فلان جا اعتراض کردید اما حالا سکوت کرده اید؟
ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت11:23توسط محمد درافشانی |
تابان شش ساله شد

 انگار همين ديروز بود.با حاج محمد عليخاني فرم تقاضاي نشريه را پرشده به ارشاد تحويل داديم. حالا شش سال از آن زمان مي گذرد ما پير شديم و انديشه مان تازه تر وپوياتر.
تابان را همچون يك جوانه در خاك نهاديم و اين جوانه حالا به يك نهال كه در فرهنگ و انديشه اين شهر ريشه دوانده، تبديل شده به اميدي كه هميشه جوانه هاي فرهنگ و انديشه اين مرز بوم تبديل به درختان تنومند و پر بار و سبز شود.به اميد آن روز.

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت22:0توسط محمد درافشانی |