سخني با منتقد عصباني
آقای صفت الله صالحی اخیرا در وبلاگ خود با همان طبع احساسی همیشگی که گه گاه بواسطه کینه خاص ایشان به برخی سیاسیون ، رنگ و بوی تندی هم می گیرد؛ مطلبی را علیه نطق اخیر حجت الاسلام علیخانی در دفاع از کارگران نوشته اند.
ورود بنده به این بحث البته از آن روست که می بینم وقتی شحصی چون آقای صالحی به خود اجازه می دهد در انتقاد از یکی از نمایندگان مردم استان در مجلس اینطور بی محابا و غیر منصفانه وارد شوند لابد بنده هم به عنوان یکی از شهروندان این استان هم حق دارم که در دفاع از ایشان نکاتی را یادآوری کنم.
1- آقای صالحی از نحوه سخن آقای علیخانی با عبارت بسیار توهین آمیز «چارواداری» (گوسفند چرانی)یاد کرده اند و از همه جالب تر که مطلبی با این عنوان برای یادآوری «ادب» به نماینده مردم استفاده شده است!
2- قبلا هم در مطلبی که درجواب تند مزاجی های پر از احساس و هیجان زدگی آقای صالحی نوشته بودم، یادآوری کردم که ایشان در مسایل سیاسی کم حافظه اند که نمونه اش در انتقاد اخیر ایشان آشکار است آنجا که از حجت الاسلام علیخانی انتقاد می کنند که:« چرا به آقای احمدی نژاد گفته اید گوش وزیر را بپیچان! مگر خدای ناکرده وزرا حیوان اند»... آقای صالحی با این سخن خود نشان دادند که کاملا از یاد برده اند که عبارت گوششان را می پیچانم را اول بار،خود آقای احمدی نژاد برای نشان دادن قاطعیت خود در برخورد با کم کاری ها بیان نمودند که به نظر می رسد، اشاره علیخانی؛ یادآوری این سخن به احمدی نژاد بوده است، هرچند آقای صالحی حق دارند این جور خاطرات را به یاد نیاورند چون اگر معنی این عبارت همین چیزی باشد که صفت الله صالحی به عنوان «ادبیات چارواداری» می شناسند نتیجه چندان خوشایندی برای ایشان حاصل نمی شود.
3- جناب آقای صالحی اگر به وبلاگ حجت الاسلام علیخانی رجوع کنند یا جستجویی در دنیای مجازی با کلید واژه (علیخانی + کارگر) انجام بدهند متوجه می شوند که برخلاف گفته ایشان، آقای علیخانی نه این بار و در آستانه انتخابات یلکه به کرات و بهانه ها ی مختلف در مجلس و رسانه ها خواهان رسیدگی به وضعیت کارگران شده اند بنابراین این ادعای آقای صالحی را هم باید در چارچوب همان ناراحتی مفرطی قلمداد کرد که راه را بر نگاه منصفانه ایشان بسته است.
4- آقای صالحی در بخش دیگری از انتقادات خود منکر وضعیت بغرنج شهرک های صنعتی و کارگران شده اند و با لحنی توام با کنایه چنین فرض کرده اند که اشاره علیخانی به وضعیت این شهرک ها یخاطر سرکشی ایشان در یک روز تعطیل و مانند آن بوده است!! صرف نظر از این گفته آقای صالحی که آن را به حساب شوخ طبعی و سرخوشی ایشان می گذارم، بد نیست ایشان لحظه ای از دنیای مجازی فاصله بگیرند وضمن اینکه نگاهی به آمارهای رسمی اقتصادی می اندازند، پای صحبت چند کارگر و تولید کننده بنشینند تا متوجه شوند که در عالم واقعی تولیدکنندگان و کارگرانی هستند که این روزها رنج مضاعفی از بی برنامه گی را در زندگی خود متحمل شده اند.
5- آقای صالحی در بخش دیگری از مطلب خود با اطمینان نوشته اند:« آقای علیخانی! مردم شهر الوند شما را تا ابد بخاطر جسارتی که کرده اید نخواهند بخشید!». اولا جناب آقای صالحی مشخص نکرده اند که منظورشان از «جسارت» چیست؟ اگر منظور آقای صالحی عبارت «شهر اموات» است که لابد می دانند، این تعبیر کنایی اشاره به رخوت و رکود حاکم بر شهر است و مرجع ضمیرهم مقدمه بحث ایشان یعنی «وضعیت تولید و رفاه» است، بنابر این بعید می دانم که ایشان تا بدین اندازه با چنین تعابیر و معنای استعاری آن بیگانه باشند که تصورکنند که این سخن، توهین و مصداق اموات،خدای ناکرده شهروندان هستند، آن هم در شرایطی که فحوای کلی سخنرانی رسیدگی به مردم محروم این مناطق است و تعبیر اموات اشاره به سوت و کوری شهر و خالی یودن از جنب و جوش تولید است .آقای صالحی البته اگر خیلی دنبال توهین و مصداق آن می گردند می توانند عباراتی چون" بزغاله" ،"ممه را لولو برد"و امثالهم را دراینترنت جستجو کنند تا هم، گوینده و هم مورد خطاب آن را پیدا کنند.نکته دیگر اینکه آقای صالحی با اطمینان گفته اند که مردم الوند تا ابد!! آقای علیخانی را نخواهند بخشید ! در این باره هم از آقای صالحی که خود را هم معیار توهین سنجی می شناسند و هم رویکرد مردم الوند- آن هم تا ابد- باید پرسید که اگر آقای علیخانی از درد و رنج مردم محروم الوند سخن می گویند و فریاد می زنند که:« به داد مردم برسید» به اعتبار رای مردم و مسوولیت نمایندگی است اما جنابعالی مشخص نکرده اید که بر اساس چه جایگاهی به نمایندگی مردم محترم الوند ، تشخیص می دهید که توهین شده وپیشگویانه اعلام نظر می کنید که این توهین تا ابد بخشیده نمی شود؟
6- در پایان برادرانه از آقای صالحی می خواهم که منبعد با ضبط نفس و آرامش به موضوعات نگاه کنند و با انصاف و بدون عصبانیت و خشم به نقد آرام و صحیح مسایل بپردازند.
